حسن حسن زاده آملى

185

هزار و يك كلمه (فارسى)

شبيه طاووس نرى گرديده ! ؟ يا آن دستى كه از باطن اين گل را ساخته عمدا و قصدا براى استعجاب من و شما گلى را شبيه حيوان بديعى درست كرده تا تفكّر كرده و از آن بهره‌مند شويم و پى ببريم كه در پس اين عالم قوهء قاهره‌ايست ، يا بعبارت حكما : عقل مدبّر عالم است نه طبيعت نادان . اين حيوانات ريزه ، پشه‌هاى كوچك كه در ميان برگ درختهاست در كوچكى به اندازه سر سنجاق ، سر دارد ، چشم دارد ، پاى متعدد دارد ، بال دارد ، رگ و معده و اعضاى درونى شكم و مغز دارد نر و ماده دارد كه به واسطه اجتماع آنها و افراز مادهء منويه توليد مثل مىكند . احكام صنع و اتقان خلق را به اين سادگى نتوان ادا كرد . « مقدّر لا بجول فكرة » معنى اينكه خدا فاعل مقدّر است گفتيم و معلوم نموديم . امّا اينكه فاعليت او به اضطراب آلت نيست پس به چه نحو است ؟ فهميدنش خالى از صعوبت نيست . فعلا از آن صرف نظر مىكنيم و مىپردازيم به اينكه مىفرمايد : « لا بجول فكرة » حضرات متكلّمين گفته‌اند : فاعل مختار آن است كه فعل و ترك يعنى كردن و نكردن نسبت به او على السويه باشد ، چنان كه خداوند در باره انسان فرموده إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً « 1 » ، وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ « 2 » دو راه پيش پاى ما گذاشته و براى ما بيان كرده كه اين راه ترا به بهشت و سعادت مىرساند و اين راه ترا به جهنم و شقاوت ابدى . اين راه مسجد و شب‌بيدارى و نماز و عبادت و ترحّم بر فقرا و ايتام است و آن راه تئاتر و سوارهء لهو و لعب و ظلم و بيرحمى و خوردن مال يتيم است . ما هم عقل داريم و مىفهميم و نسبت هر دو كار به ما على السويه است . پس چرا يك نفر اين طرف را اختيار مىكند و يك نفر ديگر آن طرف را ؟ اين يك علّتى دارد البته ، و الا فعل و ترك نسبت به انسان على السويه است . و بىجهت يك طرف را ترجيح نمىدهيم ، مثلا موعظه و

--> ( 1 ) - انسان ( 76 ) : 3 . ( 2 ) - بلد ( 90 ) : 10 .